تبليغاتX
هئیت شهدای بسیج مسجد امام سجاد (ع)


 ۲۳ذی القعده، روز مخصوص زیارتی آقا امام رضا علیه السلام و همچنین به روایتی شهادت آقا امام رضا

علیه السلام هست.زیارت یعنی حضور. ممکن است کسی کیلومتر ها با حرم فاصله داشته باشه ولی به

محضی که حضور اتفاق افتاد زیارت انجام می شه. یعنی اگر الان یکی وایساده باشه روبروی ضریح و سلام

بگه به آقا امام رضا علیه السلام ؛ اگر تو از همین جا با صدق و صفا و با همه وجودت سلام بدی دقیقا کنار

او می ایستی. هیچ فرقی نمی کنه. پس حضور مهم است و هدف از زیارت حضور است.چه بسا کسانی که

می روند مشهد حاضر نمی شن و چه بسا کسانی که تو عمرشون مشهد نرفتند اما حاضرند. بعد منزل نبود در

سفر روحانی پس از همینجا از پای سیستم توی خانه محل کار مدرسه و دانشگاه و هرجایی که هستی دلت

رو روانه حرم آقا کن و یک سلام از ته قلب به آقا بگو:

صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی و رحمةالله و برکاته

 

اگه دلت هوای حرم آقاروکرده اینجاروکلیک کن

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آبان 1388;ساعت 9:35;  توسط هادی;  | 

مبادا اعمال نیک را به اتکاى دوستى آل محمد علیهم السلام رها کنید؛ و مبادا دوستى آل محمد علیهم السلام را به اتکاى اعمال

صالح از دست بدهید، زیرا هیچ کدام از ایـن دو، به تنهایى پذیرفته نمى شود                     امام رضا (ع)

 

به مناسبت فرارسیدن ایام ولادت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) مراسن جشن ومولودی

برقرار می باشد :

زمان : پنجشنبه ۷/۸/۸۸ (شب ولادت) از ساعت ۴۵/۱۹

مکان :نارمک خیابان مدائن جنوبی خیابان شهید صفایی نرسیده به

تقاطع  خیابان مهر منزل برادر رادفر             

برای دیدن پوستر هیئت اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388;ساعت 18:25;  توسط هادی;  | 

 همواره ذکر خدا را بر زبان داشت.* از خدا سخت می ترسید.* در غیر نماز نیز به مناجات با خدا، اُنس داشت.* بسیار وقت ها، به خواندن نماز اشتغال داشت.* او بسیار به مستمندان رسیدگی می کرد.* به دادن صدقه بویژه در شب های تار و به صورت پنهانی بسیار مبادرت می کرد.* با خدمتگزارانش کناره یک سفره می نشست و غذا می خورد.* هیچ فرقی میان غلامان و اشراف و اقوام و بیگانگان نمی گذارد، مگر بر اساس تقوا.* همواره متبسم و خوش رو بود.*بهترین بخش غذای خود را قبل از تناول، برای گرسنگان جدا می ساخت.* با فقرا می نشست.* در تشییع جنازه شرکت می جست.* خدمتکاری را که مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمی خواند.* با صدای بلند و قهقهه نمی خندید.* رفع نیاز مومنان و گره گشایی از ایشان را بر دیگر کار ها مقدم می داشت.* روی حصیر می نشست.* قرآن زیاد تلاوت می کرد.* با گفتارش دل کسی را نرنجانید. * سخن هیچ کس را نا تمام نمی گذاشت و نمی شکست.* هیچ نیازمندی را تا حد امکان رد نمی کرد.* پای خود را هنگام نشستن در حضور دیگران دراز نمی کرد.* در حضور دیگران همواره از دیوار فاصله داشت و هیچ گاه تکیه نزد.* همواره یاد خدا را بر زبان جاری داشت.* از اسراف و تبذیر سخت پرهیز داشت.* به مسافری که پول خود را تمام و یا گم کرده بود، بدون چشم داشت ، هزینه سفر می داد.* در دادن افطاری به روزه داران کوشا بود.* به عیادت بیماران می رفت.* در معابر عمومی ، آب دهان خود را نمی انداخت.* از میهمان ها شخصاً پذیرایی می کرد .*هنگامی که بر جمعی کنار سفره وارد می شد، اجازه نمی داد تا برای احترام وی از جای برخیزند.* به سخن دیگران که وی را مخاطب قرار داده ، از او پرسشی داشتند ، با دقت کامل گوش داده و پاسخ می داد.* خویش را به بوی خوش معطر می کرد، بخصوص برای نماز .* به نظافت جسم و لباس بویژه موی سر توجه داشت.* قبل از غذا دست ها را می شست و با چیزی خشک نمی کرد ، بعد از غذا نیز آنها را می شست و با حوله ای خشک می کرد.* اگر غذایی از حد نیاز زیاد می آمد آن را هرگز دور نمی ریخت.* در حضور دیگران به تنهایی چیزی نمی خورد.* بسیار بردبار و شکیبا بود.* کارگری را که به مبلغ معین اجیر می کرد، در پایان افزون بر مزدش به او عطا می کرد.* با همگان با رأفت و خوشرویی روبرو می شد.* بسیار فروتن بود.* به فقرا و بیچارگان بسیار می بخشید و آن را برای خود پس انداز می دانست.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388;ساعت 15:54;  توسط هادی;  | 

بوی بهشت از در و دیوار به مشام می‏رسد. این حریم مبارک سرشار از شمیم عطر بهشت

است و لبریز از طراوت الهی. حرم منور فاطمه معصومه، خواهر امام رضا علیه‏السلام ،

دریچه‏ای است برای ورود به بهشت؛ چنان که امام رضا علیه‏السلام می‏فرماید: «هر کس به

حقش معرفت داشته باشد و او را زیارت کند، بهشت برای او واجب است». در این حریم

ملکوتی نسیمی از بهشت می‏وزد و زیارت آن مخدرّه ریسمانی می‏شود برای صعود تا آسمان

سعادت، اگر بدانی و بشناسی.

 


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388;ساعت 9:27;  توسط هادی;  | 

http://takpcir.persiangig.com/Neinava/Images/EmamSadegh01.jpg
 
 
 
صفوان بن يحيي گفت عُبيدي به من گفت که زن من آرزوي زيارت جعفر بن محمد را داشت گفتم من چيزي در بساط ندارم گفت من همه زيورم را ميدهم  خرج سفر را آماده کن مرا ببر به زيارت اما ششم گفت حلي و زيور اين زن را وسيله سفر کردم وقتي رسيد نزديک مدينه افتاد و به حال احتضار در آمد . من سراسيمه رفتم نزد امام پرسيد عبيدي حال تو چطور است گفتم آمده ام  با اهلم براي زيارتت اما ماجرا اين است  فرمود  تو براي   ‌اين قضيه غمگيني؟ گفتم بله يا ابن رسول الله  فرمود الان برو زن تو نشسته آن زن خدمتکار دارد فلان غذا را به کام او مي گذارد ،سراسيمه حرکمت کردم   ديدم زن در کمال سلامت نشسته  همان   طوري که گفتيم بود زن خدمتگزار هم همان غذا را به او ميداد گفتم ماجراي چيست گفت ماجري اين است حال مرا ديدي  عزائيل آمد روح مرا بگيرد ناگهان ديدم يک آقايي وارد شد گفت وقتي نشانها را گفت ديديم  همان کسي است که من الان از خدمت او آمده ام .  لباسش را گفت . خصوصياتش را گفت . گفت وارد شد تا وارد شد عزرائيل سلام کرد وقتي سلام کرد  آن آقا به عزائيل فرمود مگر تو مأمور نيستي به اطاعت ما؟ گفت بلي ايها الامام . تعبير عزرائيل  هم اين بود بله اين امام من مامور به اطاعتت هستم  فرمود من به تو امر مي‌کنم برو تا بيست سال  ديگر به سراغ اين زن نيا .
اين است خودش اين هم مذهبش.
روز شهادتش بايد اين مملکت يک پارچه جعفر بن محمد بگويد عالم و جاهل بايد  حق اين  مذهب و رئيس مذهب را به قدر ميسور ادا کند ان زن زيورش را فروخت که به زيارتش بيايد اينجور جزايش را  داد اي غزادارها  در سرتاسر ممکلت ايران اگر روز شهادتش دسته‌هاي عزا را در بياوريد براي غربت  او قبر خراب شده اش به سر وسيسنه   بزنيد آيا  دعاي او با شما چه خواهد کرد؟ اللهم ارحم الصرخه التي کانت لنا .                                  (آيت الله وحيد خراساني)
 
به همين مناسبت مراسم عزاداري وسينه زني برقرارمي باشد:
 
زمان: چهارشنبه ۲۲/۷/۸۸ از ساعت ۳۰/۱۹
 
مكان: نارمك خيابان مدائن جنوبي خيابان شهيد نكوناميان منزل
 
برادر دهقاني
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388;ساعت 12:32;  توسط هادی;  | 

مختصرى از مناقب و مكارم اخلاق حضرت امام صادق (ع)

در مختصرى از مناقب و مكارم اخلاق و سيرت حميده آن حضرت و اعتراف دوست ودشمن و مخالف و مؤ الف به فضل آن جناب عليه السلام( اَنْتَ يا جَعْفَرُ فَوْقَ الْمَدْحِ وَالْمَدْحِ عَناءٌ اِنَّما الاَشْرافُ اَرْضٌ وَ لَهُمْ اَنْتَ سَماءٌ جازَ حَدَّ الْمَدْحِ مَنْ قَدْ وَلدَتْهُ الاَنْبِياءُ )شيخ مفيد رحمه اللّه فرموده كه حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در ميان برادران خود خليفه پدرش امام محمدباقر عليه السلام و وصى و قائم به امر امامت بعد از آن حضرت بود و از تمامى برادران خود افضل و مبرّزتر بود و قدرش اعظم و جلالتش بيشتر بود در ميان عامه و خاصه ، و آن قدر مردمان از علوم آن جناب نقل كرده اند كه به تمام بغداد و شهرها منتشر گشته و اصقاع عالم را فرا گرفته و نقل نشده از احدى از علماء اهل بيت آنچه از آن حضرت نقل شده ، و نقله اخبار و سدنه آثار نقل نكرده اند از ايشان مانند آنچه از آن حضرت نقل كرده اند.همانا اصحاب حديث جمع كرده اند اصحاب راويان از آن جناب را از ثقات با اختلافشان در آراء و مقالات عددشان به چهار هزار رسيده ، و آن قدر دلائل واضحه بر امامت آن حضرت ظاهر شده كه دلها را روشن نموده و زبان مخالف را گنگ كرده از طعن زدن در آن دلائل به ايراد شبهات انتهى .(11)و سيد شبلنجى شافعى گفته كه مناقب آن حضرت بسيار است به حدى كه محاسب نتواند تمام را در حساب آورد و مستوفى هشيار دانا از انواع آن در حيرت شود.روايت كرده اند از آن جناب جماعتى از اعيان ائمه اهل سنت و اعلام ايشان مانند يحيى بن سعيد و ابن جريح و مالك بن انس و ثورى و ابن عيينه و ابوايوب سجستانى و غير ايشان .(12) ابن قتيبه در كتاب ( ادب الكاتب ) گفته كه كتاب جفر را امام جعفر صادق عليه السلام نوشته و در آن است آنچه مردم به دانستن آن احتياج دارند تا روز قيامت و به همين جفر اشاره كرده ابوالعلاء معرّى در قول خود:لَقَدْ عَجِبُوا لا لِ الْبَيْتِ لَمّا،اتاهُمْ عِلْمُهُمْ فى جِلْدِ جَفْرٍ،وَ مِراةُ الْمُنَجِّمِ وَ هِىَ صُغْرى،تُريِه كُلِّ عامِرَةٍ وَقَفْرٍ(13)يعنى مردم تعجب كردند از اهل بيت وقتى كه آمد ايشان را علم اهل بيت در پوست بزغاله كه جفر باشد، يعنى مى گويد چگونه مى شود كه اين همه علم در پوست بزغاله چهارماهه جمع شود، پس براى رفع استبعاد ايشان مى گويد: آيينه منجم كه اسطرلاب باشد با آنكه چيز كوچكى است مى نماياند به منجم آسمان و زمين و جاهاى معمور و غير معمور را.و روايت شده كه آن حضرت مجلسى داشت از براى عامه و خاصه ، مردم از اقطار عالم به خدمتش مى رسيدند و از حضرتش از حلال و حرام و از تاءويل قرآن و فصل الخطاب سؤ ال مى نمودند و احدى از خدمتش بيرون نمى آمد مگر با جوابى كه مرضى و پسنديده اش بود.فقير گويد: كه ظاهرا اين مجلس در ايام حج بوده براى آن حضرت .و بالجمله ؛ نقل نشده از احدى آنچه نقل شده از آن حضرت از علوم و با آنكه چهار هزار نفر از آن جناب روايت كرده اند و بطون كتب و اسفار دينيه از احاديث و علوم آن حضرت مملو است ، هنوز عشرى از اعشار علم آن حضرت نمايان نشده بلكه قطره اى ماند كه از دريا برداشته شده و گفته شده كه بعضى از علماء عامه از تلامذه و از خدّام و اتباع آن جناب بوده اند و از آن بزرگوار اخذ كرده اند مانند ابوحنيفه و محمّد بن حسن ، و ابويزيد طيفور سقّاء آن حضرت را خدمت كرده و سقايت نموده و ابراهيم بن ادهم و مالك بن دينار از غلامان آن حضرت بوده اند.(14)


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388;ساعت 23:41;  توسط هادی;  | 

بسم الرب الشهداء./                                              

کربلا / عاشورای 61 هجری / عطش / حسین / اکبر / اصغر / عباس / زینب / یزید، شمر، عمر سعد / کوفیان / پیکر بی سر / دست قلم شده / جسم اربا اربا شده..

شلمچه، طلاییه، فکه، اروند، مریوان، پاوه، سردشت / فتح المبین، الی بیت المقدس، کربلای 4 و 5، والفجر 8، محرم / تشنگی 3 روز عملیات / خمینی / همت / مهدی و حمید باکری / زین الدین / حسین خرازی / زینب ها و رباب ها و لیلاها / صدام / بنی صدر، مسعود رجوی و مجاهدین خلق / گردان عمار، یاسر، مالک، حبیب..

فلسطین / امروز / قطع و قحط آب / امام احمد یاسین / ابومحمد / اسماعیل / ابورافع / محمد الدوره / ام لیلا / اولمرت / دژخیمان صهیونیست / شیوخ عرب / بمباران و پیکرهای تکه تکه شده و جنازه های سوخته/امام خمینی(ره)/ آیت الله خامنه ای/ سیدحسن نصرالله/ حاج احمد متوسلیان و...

برادر، اینکه گفته اند: " کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا " یعنی همین. یعنی اینکه عاشورا روزی است به وسعت همه تاریخ و کربلا زمینی است به گستردگی کره ارض.. و در این میان تویی که باید تکلیف خویش را تنها با خودت و خدای خودت و ندای هل من ناصر امامت روشن کنی.. و استاد شهید مرتضی مطهری چه خوب گفته است که "امروز اگر حضرت اباعبدالله زنده بود، برای جهاد و شهادت، هیچ دلیلی بالاتر و مهم تر از مسئله فلسطین نداشت.".. حالا تو چه می کنی برادر؟ مثل همیشه می نشینی به دعاکردن و مشت گره کرده و شعار مرگ بر اسراییل سر دادن و مثل تمام این سالها، بوی خون مظلومان فلسطینی را استشمام می کنی  و یا لباس رزم بر تن می کنی و فریاد "یا قدس انا قادمون" سر می دهی و به سگ صفتان صهیونیست یورش می بری و جسم پلیدشان را لگدکوب گام های خویش می کنی؟ انتخاب با توست برادر. با حسین و خمینی و مرد فلسطینی می مانی و می جنگی و شهید می شوی؟ یا با یزیدیان و کوفیان و صهیونیست ها و شیوخ شکم پرست و شهوت ران عرب هم نشینی می کنی؟می دانم که حتما طبق دستور عمل خواهی کرد که این شیوه ولایت مداران است حسین منتظر توست برادر. بسم الله..

 ته نوشت:

چشم انتظارمان به اشاره سرانگشت توست آقا. سیدی اذنمان بده که عجیب بی قرار پروازیم..

 

یازهرا(س)./

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388;ساعت 11:45;  توسط هادی;  | 

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.» پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.»  و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388;ساعت 10:41;  توسط هادی;  | 

 

ای مولود خجسته رمضان! ای بدر تمام ماه خدا! تو تنهاترین فرزند رمضانی و آسمان، در پیشگاه كرم و

بخشش تو، با این همه ابرهای باران زایش، گمشده ای غریب بیش نیست. رسول رحمت، تو را بر شانه های

خویش سوار می كرد و بر تو مباهات می نمود. تو ادامه  محمد(ص)  و كرانه علی (ع) هستی. تو امام مایی

و ما مُرید و دلداده تو. و اینك در بهار شكفتن تو، در فصل خدا، بر خود از رهبری تو می بالیم و بر نامت كه

زینت همه خوبی ها و نیكی هاست، افتخار می كنیم.

به مناسبت میلاد امام حسن (ع) برنامه مولودی برقرارمی باشد:

زمان : جمعه۱۳/۶/۸۸ همزمان با شب میلاداز ساعت ۱۵/۲۱

مکان : نارمک خیابان مدائن جنوبی میدان ۳۱ منزل برادر حسینقلی زاده

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388;ساعت 11:31;  توسط هادی;  | 

                                                                

 

شاید خیلی معنی ندارد که آدم نصفه شب برود مناجات، خصوصا از نظر کسانی که عادت کرده‎اند منبر و روضه‏شان را از قاب تلویزیون، تماشا کنند و روی کاناپه یا فرقی نمی‎کند کف زمین، برُوبر تصویر مجلسی را ببینند یا با هدفون در خیابان و مترو گاهی چیزی گوش کنند.اما بعضی عقلا هم مرام شان فرق می کند و شبهای ماه رمضان بیدارند اما نه پای رسانه‎ها. معلوم نیست این آدم ها که تازه 12 شب برای شان اول شب است و تا ساعتی مانده به اذان هم مدهوش نسیم‎های معنوی مسجد ارکند، کی هُل‌هُلکی به خانه می‌رسند و کی سحری خوردن و نخوردن و ادای فریضه نماز و بعد هم تن سپردن به فریضه خوابی که تا سه چهار ساعت بعدش قضا می‏شود! البته دولت هم که ساعتی فرجه رمضانیه داده و خواب شیرین بامدادی مردم تمدید نموده و زنگ رحیل به تعویق انداخته. خدایش خیر دهاد! که همه از عارف و عامی معترفند به شیرینی این تصمیم کارشناسانه!خلاصه، عموم اهل تهران دست کم شنیده‎اند که جایی در حوالی جنوب شهر، هیئتی هست به نام حسین جان که در همین سالهای گذشته با واقعه آتش سوزی مسجد ارک و تشییع شهدایش باز بر سر زبان مردم و رسانه ها افتاد.جوانترها می گویند نسل ما به "حاج منصور" بدهکار است. چونکه سالی یکی دو ماه از لابلای افسردگی و خستگی و هزار یک جور چاله و چاه و گناه -که مثل هوای آلوده به جان تهران جدید افتاده- فراری می شوند و می آیند پای مناجات و روضه هیئت حسین‌جان، و دلشان حسین‌جان‌گویان صیقل میگیرد مثل روز اولش! و این "دل" همیشه شب ها از شهر که به خانه می آمد، ایمانش را توی خیابان ها دود می‌کرد و به هوا می‌فرستاد و شب کوله بار سنگین کفر به خانه می آورد و حالا بر عکس است که "صبح کافر" و "شب مومن" شده است. آخرالزمان همین است دیگر!

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388;ساعت 10:50;  توسط هادی;  |